دوشنبه ۷ آذر ۱۴۰۱
19:27 | | فجر 35

خیابان سی تیر و اهالی خیابان یک طرفه

به گزارش ارتباطات و اطلاع رسانی سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر، این فیلم از زاویه دید ساکنان آن منطقه روایت شده و حس و حال نسبتاً مشترک آنها را بیان می کند که البته باید به این موارد ماهیت خود خیابان را نیز افزود. به نظر می رسد که کارگردان سعی داشته از چند نوع نگاه به یک موضوع بپردازد تا متهم به نگاه تک بعدی و سطحی نگری نشود.در واقع این فیلم از لایه های متعددی برخوردار است و کارگردان در بیان اینگونه روایت موفق عمل کرده و موضوعی واحد را از دید جمعی هشت نفره در زوایای متعدد مورد بررسی قرار داده تا در نهایت مخاطب بعد از پایان فیلم از روایتی که توسط کاراکترهای فیلم در ذهن اش نقش بسته به یک برداشت واحد شخصی دست یابد. البته این برداشت در هر مخاطب می تواند متفاوت باشد و در نهایت گویی مخاطب نیز پا در آن خیابان گذاشته و تجربه ی حضور در آن خیابان را از سر گذرانده است.

فیملساز برای معرفی هر کدام از این شخصیتها و ورود به دنیای آنها سعی کرده از یک شیوه ی روایی که در کل فیلم به یک موتیف بدل می شود بهره جوید. دوربین در خیابان سی تیر، تک تک کاراکترهای فیلم اش را در یک پیاده رو دنبال می کند و ما صدایشان را روی همین تصاویر می شنویم که در مورد این خیابان و گذشته شان حرف می زنند. این شیوه، حسی را منتقل می کند که گویی هریک از این اشخاص احساسشان را نسبت به این خیابان و این منطقه به جای آنکه برای ما بازگو کنند در ذهن خود مرور می کنند که این نوع روایت بیشتر به نجوایی درونی می ماند که از نقاط مثبت فیلم محسوب می شود. این موتیف هر چه فیلم جلوتر می رود و شباهت هر صحنه و سکانس از فیلم از لحاظ روایت با صحنه های پیشین بیشتر و بیشتر می شود تا حدودی کارکرد خود را از دست می دهد و باعث از ریتم افتادن فیلم می شود، چرا که موارد مشابه روایتی آن را، در سکانس های پیشین دیده ایم و فیلمساز می بایست استفاده از این موتیف ها را در موقعیت های بعدی با توجه به سکانس موجود هر بار به شکلی تازه اما نه کاملاً متفاوت از موتیف های پیشین به کار برد. فیلم با اینکه در کل در حد قابل قبولی است و نمی توان از پتانسیل های موجود در آن به راحتی گذشت .به عنوان مثال رفت و برگشت های زمانی درست و به موقع، احساس بکر و نویی را خلق می کند، اما با سکانس فوق العاده ای که در ابتدای فیلم شاهدیم انتظار مخاطب بالا می رود که متاسفانه در سکانس های بعدی این انتظار آنطور که باید و شاید برآورده نمی شود هر چند که لحظه های ناب چه از لحاظ حسی و چه از لحاظ فرمی در طول فیلم کم نداریم اما فیلم می توانست از لحاظ ساختاری محکم تر از شکل موجود و اصولی تر روایت شده باشد. به نظر می رسد که فیلمساز قبل از فیلمبرداری و تولید به ساختار قابل قبولی دست نیافته و در طی روند تولید به آن رسیده است که البته این امر در فیلم مستند تا حدی بدیهی و پذیرفته شده است.

مورد دیگری که می شود به آن اشاره کرد و به عنوان نقدی بر فیلم وارد کرد این که در استفاده از موسیقی در کل فیلم زیاده روی شده است و این استفاده بیش از اندازه موسیقی در جای جای فیلم باعث شده که کارکرد موسیقی در جاهایی که بسیار خوب و درست استفاده شده و بر روی فیلم نشسته و بار معنایی آنرا افزایش داده کم رنگ تر شود. این شکل استفاده ی بیش از اندازه از عنصری خاص در طول فیلم، در ساختار نیز به چشم می خورد و می توان گفت که در تدوین فیلم می شد تجدید نظر شده تا از کاربرد پلانها یا حتی صحنه هایی از فیلم صرف نظر شود. منظور صحنه ها یا پلانهایی است که از لحاظ کاربردی، یا تکراری اند و یا بار معنایی جدیدی به مخاطب ارائه نمی کنند و با حذف این موارد که تاکید بیش از اندازه ی فیلمساز را به همراه داشته، نه تنها لطمه ای به فیلم وارد نمی شود بلکه حتی کمک می شود مخاطب در برخی صحنه و بخصوص در نیمه دوم فیلم بیشتر با اثر همراه شود.

در پایان باید توجه داشت نقدهای مطرح شده به هیچ وجه از ارزش این فیلم نمی کاهد چرا که فیلم به خودی خود سر پاست و قابل دفاع. البته تحقیق و پژوهش گسترده و دقیق که نتیجه ی آن در فیلم جاری است نیز ستودنی است.

از :عباس روزبهانی

متاسفانه مرورگر فعلی شما قدیمی بوده و پشتیبانی نمی‌شود!

لطفا از مرورگرهای بروز نظیر Google Chrome و Mozilla Firefox استفاده نمایید.